تبليغاتX
عاشقانه ها

عاشقانه ها

نجوای دل

نایت اسکین

Christmas is not a time nor a season, but a state of mind.

To cherish peace and goodwill,

 to be plenteous in mercy

, is to have the real spirit of Christmas

if one night you wake up and a big fat male is trying to put you in a sack

 please don’t be afraid because i told santa all i want for

 christmas is you

 

 

 

 
 
 
    

   ارشیو یه قلب خسته

 

سال هاست به دیوارخیالم تکیه داده ام

دیگرسایه های حقیقت رانمی بینم

اندک نفسی مراسرپانگه داشته

دیگربه چم رهگذران جاده نمی ایم

بی اعتنایی دراین روزگارعادت شده

روحم دراین کالبداستخوانی سنگینی می کند

وحرمت ارامشم رابه ضجه هایش اغشته میکند

نمی دانستم پوچی ازهمه دردها سنگین تراست

افق چشم هایم رابه خیزران های دورپیوندزده ام

غافل ازاین که زیرپایم رانمی بینم

ازسرمای روزگاردرامان مانده ام

ته سیگارسوخته ی خاطره ها

         هنوزوجودم راگرم می کند

کاش رخت زنده بودن راازوجودم بدرند

من محتاج زندگی کردنم 

 

 

گذرازهنر (حسین پناهی)

به آتش نگاهش اعتماد نکن

لمس نکن

به جهتی بگریز که بادها خالی از عطر اویند

به سرزمینی بی رنگ

بی بو ، ساکت

آری

بگریز و پشت ابدیت مرگ پنهان شو

اگر خواستار جاودانگی عشقی

میزی برای کار... کاری برای تخت... تختی برای خواب... خوابی برای جان...

 جانی برای مرگ... مرگی برای یاد... یادی برای سنگ

...
این بود زندگی...!!

                         

 گزیده شاعر

 

نه چون دیگر مردگان

که به خاک بر می گردند

               با تشریفاتی درخور

اول چشم هاشان را فراموش می کنند

بعد لب ها

دست ها

 

ما اما فسیل شدیم

                در چند ثانیه

خاکستر ما دودی بود

که هوای شب را آلوده کرده بود

و نسیمی که سیم های رابطه را...

#

فرق می کند

لذت خنجری در سینه

که تا اعماق کودکی به پیش می رود

گلوله عاشقی که به پیشانی ات فکر می کند.

فرق می کند

با بمبی که شانه های عزاداران را خمار می گذارد

#

بر کدام بدن

بر کدام جنازه نماز می خوانید

حتی پوکه ای نماند از استخوان مان

و موریانه ها خواهند گفت:

{چه مرده های بی برکتی!}

+ نوشته شده در  Thu 5 Jan 2012ساعت   توسط مارال  | 

یه تبریک کوچولو

به حرمت افریده شدن اولین گوسفنداسمانی که جان حضرت اسماعیل

 رانجات داد ۷بارباصدای بلندبگوبع بع

همزمان باعیدقربان دلت راقربانی محبت عش وصمیمیت کن

                                                     عیدمبارک

 

 

ارشیویه قلب خسته

 

چترروزهای بارانیم سوراخ است تاازجدارهایش همدم چشمان

پرحسرتم رابرگونه ام بغلتاند

دستانم می لرزد

سرمای عشق تامغزاستخوانم نفوذکرده است

قلب معبرهای بی عبورردچرخ های چمدانت رابریاددارد

وسکوت شرمسارت را که درواهمه های بی قراریت پرسه می زد

چشمانت را که دگرصحرای دلم رانشان نمی داد

قربانگاه افق های دوردست بود

وسستی گام هایت را

چه تلخ دل بریدی

ندیدی که قلب عصیانگرم سرکشته جدارجسمم را بر درودیوار می کوفت

وتورازمن تمنامی کرد

ندیدی که پیراهن بهاری بادرا که یادگارسبزبرگ عشقمان بودازمن ستاندند

وریشه ام راساقط کردند

ندیدی که حریر تزویررابربسترم کشیدند

مرابه بهای که فروختی ؟؟؟؟؟؟؟

من به بهای توجانم رادادم !!!!!!!

 

 

 

    همسرفداکار

 

مردی بایک اسلحه واردبانک شدوتقاضای پول کرد

وقتی پول هارادریافت کرد روبه یکی ازمشتریان بانک کردوپرسید:ایاشمادیدی که من ازاین بانک دزدی کنم

مردپاسخ دادبله قربان دیدم سپس مرد اسلحه رابه سمت شقیقه اوگرفت ودرجااوراکشت

اومجددا روبه زوجی کرد وازان ها پرسید ایاشمادیدی که من ازاین بانک دزدی کنم

مردپاسخ داد نه قربان من ندیدم ولی همسرم دید

 

منتقدبرتر

نامه جالب یک دختر به همسر آینده اش

عزیزم!

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی،

فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی،

فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند”داماد سر است!” و تو اعتماد به نفست  هی بالاتر برود!

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی،

فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور  ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم

و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن،

خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم

تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!

اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است

که از عشق بازی کنار دریا خوشم  می آید… جلوی چشم همه هم که نمی‌شود!

اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم،

فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا

“به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است”؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم،

پس چه کسی کمکم کند؟!

اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!
و بالاخره…..

اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود

تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست  داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است

 

جرج برناردشاو

 

.      یک مرد تا زمانی که صحبت‌هایش را انکار نکنید حرفی نمی‌زند!

 

انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را

اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات!!

 

عده کمی از مردم بیش از یک یا دو بار در سال فکر می‌کنند. من با یکي - دو بار

 فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کردم.

 

روزی زنی به سراغ برناردشاوامد وتمایلش رابرای ازدواج بااوبیان کرد وگفت

من 50سال دارم با 20میلیون لیره ثروت

برناردشاوگفت اگرارقام سن وثروتت راعوض می کردی حتما باتوازدواج میکردم

                            

        یه حرف نگفته ازیه شاعر

 

سکوت اب می تواندفریادتشنگی باشدیاعطش

 

سکوت گندم می تواندگرسنگی باشدیافریادپیروزمندقحطی

 

همان گونه که سکوت افتاب ظلمت است

 

اماسکوت ادمی فقدان جهان وخداست

 

غریوراتصورکن

 

هزارگونه سخن دردست داشتیم اماان رانگفتیم

 

که به کاراید

 

زیراکه فقط یک سخن درمیان نبود

 

ازادی

 

مانگفتیم توتصورش کن

 

جوک

 

حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل،

 که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم

 هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم،

خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…”


دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!”

حیف نون می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟

ل.ر.ه و ت.ر.که لب رودخونه کله پاچه میشستن، یهو آب کله رو

میبره. ل.ره. برای کله علف تکون میده. ت.ر.که بهش میگه ولش کن

نمیتونه فرار کنه، پاهاش دست منه

بیست سوالی غضنفر:

جانداره؟

!نه

الهی چرامرده ؟

 

یاروموبایلش رو ویبره بوده میبره پیش موبایل فروش میگه موبایلم خرابه

میپرسه اشکالش چیه؟

میگه: هرچی زور میزنه نمیتونه زنگ بزنه

 

 

پ.ن

زندگي همچون کلافی پیچ در پیچ است كه اولش پيچ است و اخرش هیچ است.

کاش می دانستم بعدازمرگم اولین اشک ازچشمان چه کسی جاری خواهد شد

+ نوشته شده در  Mon 7 Nov 2011ساعت   توسط مارال  | 

 

                                    یه تبریک کوچولو

حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه نیایشهای عارفانه

وبندگی راخالصانه  به شما تبریک عرض میکنم........

                                                       التماس دعا

 

                         

 

                                       

                         ارشیو یه قلب خسته

 

اکنون که می نویسم دست هایم قلم هایم به اختیارخودم نیست شاید قلبم می نویسد

شاید احساسم انگارنیرویی از درون به سمت انگشت هایم هجوم می اورد و وادارم

 می کند تابنویسم  هرچند زندگی تلخ وخاطرات سیاه نوشتن ندارد اماچگونه ازکجا

ان گاه که جای خالی دست هایت رابین انگشتانم باقلم ها وکاغذهای خیسم پر

می کنم

ان گاه که این عشق رابه یدک می کشم وازسنگینی اش نفس هایم می گیرد

ان گاه که نقاب دروغین چهره ات فریب خوردن هایم راتداعی می کند

ان گاه که شمعی  بی فروغ نامه های سوزانده ات رادرخاطرم زنده می کند و حس

سرکش درونم را باری طغیان گرتر

ان گاه که وجودم رابانگا ه های ملتهب سوزاندی واکنون ان رانثاردیگری می کنی

ان گاه که بیانم ازتوصیف عشقت عاجزبود وذره ذره روحم راتصاعب می کردی

واکنون دربند دیگری اسیری

ان گاه که طنین صدایت وعطرتنت دروجودم می پیچید وتمام وجودم راتسخیرمی کرد

 وتصویرت رادست نخورده درذهنم حک می کرد وتوسودای دگری راداشتی

 ان گاه که لهیب عشق نفسم را می برد

ان گاه که احساسم فروکش شد وسرمای مرگ دروجودم رسوخ کرد وزیبایی عشق

 رابرای همیشه ازخاطرم زدودی

ان گاه فهمیدم که لذت بردن ازعشق دروغین بهایی بسیارگزاف دارد

                                        

                                      منتقدبرتر محصل

 

 

یک هفته پس از خلقت آدم :


چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را

روی خودش نریخت.



پانصد سال پس از خلقت آدم:


با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد

می زنی:هاکومبازانومبا(یعنی من موقع زنمه)

بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و

 می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار

 کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم که اون هم

 از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته

 شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:


انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین

عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.برای همین با مقدار

 زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:جز خوت که اومدی

 خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت

 می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟


بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول

 شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.

ده سال قبل:


شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و

از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند.در اینجا اصلا نیازی نیست

که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت

وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست.

هم اکنون:


به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج

 دارید.البته از”ام اس ان” یا “آی سی کیو”هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای

 لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم

 شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست “اد” می کنید و با استفاده از آیکنهای

مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای

امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد

                              

                 کلاغ نیوز

باسلام خدمت دوستان عزیز اینجانب خبرنگار واحد خبری کلاغ نیوز جهت ارائه ی

مشروح اخبارنزد شماامده ام طبق اسناد ومشاهدات همکاران درتاریخ ...درمحلی که

شمادرعکس زیرمشاهده می فرمائید

(پارک اب واتش ) گروهی ازجوانان ما برای انجام فعالیت های مفرح ونشاط انگیز درجهت گسترش روابط

سالم گردامده اند که به فعالیت هایی نظیر وmade by Laieومشغول بودند

برای گسترش تفریحات مشغول اب بازی شدند وپس ازمدت اندکی به علت ازدحام شدید وبی جنبگی

خواهران وبرادران تفریحات به این صورت تبدیل شد که ادامه این روند

خانواده های دیگر که درپارک حضورداشتند وبازن  وبچه  وپدر  ومادر  برای تفریح

امده بودندازاین فعالیت مفرح به وجدامدندوپس از مدت کوتاهی نیزبرادران نیروی انتظامی

جهت تکمیل این فعالیت مفرح سررسیدند واکنون این جوانان عزیز که پس ازفراخوان اینترنتی به علت الافی

مفرط قراراب بازی گذاشته بودند دربازداشت به سر می برند ودرپس از اب به مصرف اب خنک مشغولند

واینجانب نیز برای گسترش این نوع تفریحات برنامه گرگم به هوارابرای شماعزیزان درنظرگرفته ام لطفا علاقه مندان ماراخبرکنند       باتشکر

 

                                     گذراز....(ویکتورهوگو)

                                                               

لبخند زن در دو موقع آسماني و فرشته مانند است : يکي هنگامي که براي اولين

 بار با لبخند به معشوق مي گويد دوستت دارم وديگر هنگامي که براي اولين بار به

 روي نوزادش لبخند مي زند

انسان در عالم چون شبح سرگرداني است كه در عبور از اين راه حياتي سايه اي از

خود به يادگار نميگذارد

مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید و آواز

 میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ،اما به آواز خواندن خود ادامه

می دهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.

به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه عشق

روزی سیراب می شود

چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند.

یك پرنده ی كوچك كه زیر برگها آواز می خواند برای اثبات خدا كافی است

بدتر از مرگ چیست؟ آن كه پس از آمدنش مرگ را می جویی.

 

                                         

                       یه حرف نگفته ازیک شاعر

شب تنهایی خوب

گوش کن ، دور ترین مرغ جهان می خواند.

شب سلیس است ، ویکدست وباز.

شمعدانی ها

و صدا دا رترین شاخه ی فصل ماه را می شنوند.

 

پلکان جلوی ساختمان ،

درفانوس به دست

و در اسراف نسیم ،

 

گوش کن ، جاده صدا میزند از دور قدم های ترا .

چشم تو زینت تاریکی نیست .

پلک ها را بتکان کفش به پا کن وبیا.

وبیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشتار دهد .

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

و مزامین شب اندام ترا ، مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کنند.

 

پارساسس است در آنجا که ترا خواهد گفت:

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Thu 4 Aug 2011ساعت   توسط مارال  | 

ازورودشمامهمانان عزیزبسی مشعوفیم

لطفاازطبقات پایین نیزدیدن فرمائید ودرتالارگفت وگوی ما شرکت کنید لطفانظرات خصوصی نگذارید تادیگران

هم ازنظرات شمامطلع شوند

                         نایت اسکین

 

say what your gloomy heart promps you to say                                                                                                               

                            تالارگفت وگو                

اگرروزی قراربودتابلویی روی اسمان نصب شود وتمامی مردم دنیاان رامشاهده کنند وروی

تابلوجمله ای نوشته شود اگرتابلورابه شما می دادند چه جمله ای روی ان می نوشتید ؟

                                   

                                     

                                     ارشیویه قلب خسته

فقط تورامی خواهم

ان گاه که شیطنت چشمانت مرابه عریانی خویش می کشاند

ان گاه که ازصلابت عشق هیچ رنگ ونشانی نباشد وخیانت ودورویی انتظاررادرزیرپایم دست به دست

می کنند تورامی خواهم

ان گاه که امتداد دست هایت مرابه مرداب واهی می کشاند ونجواهای دردناکم بی اثرشود

تورامی خواهم فقط تورا

حتی اگردربسترخاک هم اغوشت شوم

تورامی خواهم

فقط تورا

       

                  مسابقه ((بفرمائیدنهار))ازهفته اینده پخش می شود

 مسابقه بفرمائید نهارکاری ازگروه شادی وسرگرمی ازهفته اینده

 به روی انتن می رود به گزارش بنگاه خبری ضبط این برنامه به

 عنوان یک ایتم خلاقانه ازهفته اینده شروع خواهد شد ودرتوضیح

 این برنامه افزود :دراین برنامه ۴تااقایا۴تاخانم هرروزبه خانه

 ی یکی ازهم تیمی هایشان می روند ان هادراتاقی که نبایدعکسی

 روی دیوارش باشد ورنگ های خیلی روشنی دران استفاده نشده باشد

 وپرده هایش نیزسالم وضخیم باشد ناهارمی خورند وبرای تفریح می توانند اهنگ های استادافتخاری راپخش کنند که خیلی باحال

واصلاانتهای شادی است 

 اوادامه داد:شرکت کنندگان نمی توانند غذاهای فرنگی درست کنند

 ونیز نمی توانندازادوات فرنگی تهیه غذامثل گوجه فرنگی تره

 فرنگی ماکارونی کالباس سوسیس قارچ سویا ژله  کارامل  وانیل

وافزودنی های مجاز استفاده کنند وفقط مجاز هستند ازخوراکی های

 داخلی مانند شلغم بلغم سیب زمینی خارشتر سنبل اطیب عناب ونان

 تافتان (غیرماشینی )وخیارچنبربهره ببرند وهمچنین درباره نحوه

 امتیازدهی افزود :پس از اینکه همه غذاهایشان رابدون

کاردوچنگال وبدون استارترودسر واین جورمسخره بازی های بیگانه

 خوردندفقط ازهم تشکرمی کنند وبرای گرسنگان ارزوی خوب می کنند

اودرخاتمه عنوان کرد:جایزه نفراول که هر۴نفرهستند این است که مردم راپای گیرنده شادکرده اند

اودرخاتمه ترعنوان داشت :نرخ پیام بازرگانی که  پخش خواهد شد ثانیه

 ای ۳۰۰۰تومان به بالاست چون این یک برنامه ارزشمند وخلاقانه است

 

                                  کمی تاقسمتی احساساتی شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

-به یکدیگرمی رسیم

حتی اگردیوارچین بین دست هایمان باشد

کجی ازخاطرات برج پیزامحومی شود

هرکجاکه داربست هایمان باشد

 

-برای تومی نویسم

به پاس فکرهایی که تابه حال

درپس حرف هایی به این سادگی کردی

              به تویی که شایدباعشق

                                      به قلب من برگردی

                                    Skelanimals japan

 منتقدبرتر                 (     شوهرشناسی سنتی )

۱-اگرشوهرتان شبهادیربه منزل میادلابدکاردارد اگرشماسرکارمی رفتید که اصلا شب هم نمی یامدید  

۲-اگرهمسرتان وقتی به منزل میاید تقاضای چای می کند بدون معطلی برای اوبیاورید ممکن است دیگراجازه ندهد هرکجامی خواهیدبروید همین که می گذارد نفس بکشید کافی است

۳-اگراقایتان شلوارش چندتاشد به عبارتی چندزن گرفت خوشحال باشید که یک تنه ازپس چندزن برمی اییدمگرشمامردانگی اوراتحسین نمی کردید

(شوهرشناسی مدرن )

۱-اگرشوهرتان شبهادیرمی اید درب رابه رویش باز نکنید مبلغ مهریه راهم به اویاداوری کنید تاکامرواشوید

۲-اگرهمسرتان تقاضایی  می کند یک هفته اوراترک کنید ازان پس خودش برای شماهرشب کاپوچینودرست می کند

۳-اگرشوهرشما فمینست نیست زن ذلیل که هست

                        

                             

                 گذرازهنر (ردپای چارلی چاپلین )

 

بزرگترین الماس جهان افتاب است که خوشبختانه برگردن همه می درخشد

شکست خوردن ناراحتی نداردادم بایدشجاع باشدتاازخودش یک احمق بسازد

ازدواج مثل بازاررفتن است تاپول وارده واحتیاج نداری بازارنرو

خوشبختی فاصله این بدبختی تابدبختی دیگراست

لبخندارزانترین راهی است که می توان باان نگاه راوسعت داد

                                

                        یه حرف نگفته ازیک شاعر(سهراب سپهری )

 

سرفه ها تک سرفه ها خاموش می خواهم بخوابم

اخرامشب رهسپارروزگارجاودانم

باری امشب فرصتی ده تاببینم مادرم را

سربه بالینش نهم گویم کلام اخرم را

اخرامشب رهسپارروزگارجاودانم

گویمش مادر

روزگاری من جوانی شادبودم

بهرصدها دخترشیرین سخن فرهادبودم

عشق من بودند مه رویان ومن دلشادبودم

باری امشب فرصتی ده تاببینم مادرم را........

                                           

                    جججججککککککشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

 

-ازیارومی پرسن این شعرازکیه ؟ (سعدیامردنکونام نمیردهرگز )

میگه نمی دونم راهنمایی کنید

می گن اسم شاعرتوخودشهرهست

می گه اهان فهمیدم جوادنکونام

-یه روزیه ابشار رژیم می گیره تف می شه

-غضنفرازساختمان ۱۰طبقه می افته پایین مردم دورش جمع می شن میگن اقاچی شده ؟می گه والله منم تازه رسیدم

-  یه روزیه نابینامی ره تواشپزخونه دستش می خوره به رنده می گه این چرت وپرت ها چیه اینجانوشتن

-یه روزازیه پنگوئن می پرسن بزرگترین ارزوت چیه ؟

می گه بزرگترین ارزوم اینه که یه عکس رنگی بگیرم

                                      بدون شرح(ادامه مطلب راازدست ندهید )

رضاشفیعی جم دردوران طفولیت

 

 توجه: بقیه عکس هارادرادامه مطلب بینید

説明
・画面上を3箇所クリックしてください。不動点の線形写像によるフラクタルをアレンジした図形を生成します。
・3点が離れすぎると画面が真っ白になったり、PCの性能によっては動作が重くなったりする場合がありますので、御注意ください 。

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 22 Jun 2011ساعت   توسط مارال  | 

 

                               یه تبریک کوچولو شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

پیشاپیش روز مرد

    روزروباه مکار

         گربه دله (نره )

              شاهزاده همیشه گدا

                   پینوکیوی دروغگو

                         خرس پشمالو

                                گرگ شکمو

                                     جغدشب بیدار

                                         مزاحم همیشگی زیبای خفته

                                               و....

                  مبارکباد  (انجمن زنان کادونگرفته )

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد                                  

ازورودشمامهمانان عزیزبسی مشعوفیم

 لطفاازطبقات پایین نیزدیدن فرمایید

درقسمت نظرخواهی ما  (تالارگفت وگو)نیز شرکت کنید

لطفانظرخصوصی نگذاریدتابقیه هم ازنظرات شمامطلع شوند

 

               ارشيويه قلب خسته

 

چقدراين دوست داشتن هاي بي دليل خوب است

مثل همين باران بي سوال

که هي مي بارداتفاقي ارام وشمرده شمرده

 

نگاه ساکت باران روي صورتم دزدانه مي لغزد

ولي باران نمي داندکه من دريايي ازدردم

به ظاهرگرچه مي خندم ولي اندرسکوتي تلخ مي گريم ....

 

پنجره باران خورده ات رابازکن

چندسطرپس ازباران

چشم هايم راببين که هوايت ديوانه شان کرده

دلم برايت تنگ است

 

بغض هاي مرطوب مراباورکن اين باران نيست که مي بارد

صداي خسته ي قلب من است که ازچشمان اسمان بيرون مي ريزد

 

گرچه سکوت بلندترين فريادعالم است

ولي گوشم ديگرطاقت فريادهاي تورانداردکمي بامن حرف بزن ...

 

مي نويسم د د ا ر....

تواگربي من ودلتنگ مني يک به يک فاصله هارابردار....

 

بي حوصلگي هايم راببخش

بداخلاقي هايم رافراموش کن

بي اعتنايي هايم راجدي نگير

درعوض من هم تورامي بخشم

که مسبب اين همه تنهايي

 

اهل کوچه همه رفتندولي مامانديم

حقمان است اگربي کس وتنهامانديم

هيچ تقصيرکسي نيست اگررنجوريم

روشني هست خداهست فقط ماکوريم ....

 

ازدردهاي کوچک است که ادم مي نالدوقتي ضربه سهمگين باشه

لال مي شوي !

 

خوشبختي مي تواندمجموعه اي ازبدبختي هايي باشدکه برسرمان

نيامده پس هنوزخوشبختيم ....

 

                    

               کمي تاقسمتي جالب

 

گفتن هزينه کفن ودفنش يک ميليون مي شه

بچه هاش زدن زيرخنده

بعدزدن زيرگريه

اون مرحوم به خاطر۲۵۰هزارتومان پول اجاره خونه که نداشت بده سکته کرد

 

باران به شدت مي باريد

همه مربي هابچه هارابه زورداخل مهدمي بردند

تنهاکودکي زيرباران ايستاده بودوسعي داشت بفهمدکه چراقطرات باران

به زمين مي افتد

ان کودک نيوتون بود!

 

-اين ياروکيه مامان بزرگ ؟

-لسترمک فارلنده يکي ازبنيان گذاران اين شهر

           ويکي ازشجاع ترين مردان تاريخ

-مگه چه شجاعتي به خرج داده ؟

-يه باربه زنش گفت بااين لباس خيلي خپل به نظر

مي رسي !

 

                            

                    گذرازتاریخ         (  ردپاي کوروش )

 

دستوردادم بدنم رابدون تابوت وموميايي به خاک بسپارندتااجزابدنم

ذرات خاک ايران راتشکيل دهد

دستاني که کمک مي کنندمقدس ترازلباني اندکه دعامي کنند

انچه جذاب است سهولت نيست دشواري هم نيست بلکه دشواري

رسيدن به سهولت است

افتاب به گياهي حرارت مي دهدکه سرازخاک بيرون اورده باشد

 

اري اين گونه گفته اندمردنکونام نميردهرگز

   (زن نکونام نميردهيچ گاه)

                       

                 یه حرف نگفته ازیه شاعر(فروغ)

من اززمانی

که قلب خودراگم کرده است می ترسم

من ازتصوربیهودگی این همه دست

وازتجسم بیگانگی این همه صورت می ترسم

 

دیدم که می رهم

دیدم که پوست تنم ازانبساط عشق ترک می خورد

دیدم که حجم اتشینم اهسته اب شد

ریخت ریخت ریخت

درماه ماه به گودی نشسته ماه منقلب تار

درکدیگرگریسته بودیم

دریکدیگرتمام لحظه های بی اعتباروحدت را

دیوانه وارزیسته بودیم

                                 جوووککک

 

-بهترین سیب شکل سیب سرسیب کارسیب  گذاشتن سیب ادم سیب علاف سیب

حالاسیب روخذف کن بخون

-عاموظش زبان فارصی ۱۰۰درصدتزمینی باماتماث بگیرید

-نگاهم بانگاهت کردبرخورد      نمی دانم چراحالم بهم خورد

-اگه دوسم داری دنبال این نقطه هابیا.....................دیدی کمبودمحبت داری

-مردچراوقتی دعوامون میشه توعصبانی نمی شی؟      زن کاسه توالت رامی شویم

مردچه ربطی داشت ؟ زن اخه بامسواک تومی شورم

-یارومیره نانوایی شاطرمی گه ازاینجابه بعدنون نمی رسه غضنفرمی گه جمع تربشین

به ماهم برسه

-می دونی نبات کیلوچنده ؟   نقل چی ؟ ایرادی نداره ازقدیم گفتن خرچه داندقیمت نقل ونبات

-می گن لبخندبامرگ فرقی نداره پس توبخندتامن برات بمیرم

 (این مال بالابودسرخورداومدپایین)

                 

 say what your gloomy heart promps you to say  )              

                        

                                  تالارگفت وگو  

اگرروزی قدرت داشتید یک نفرراازان دنیابرگردانید چه کسی راانتخاب

می کردید  ؟    چرا؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Thu 2 Jun 2011ساعت   توسط مارال  |